سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

Q7

Q7

عاشقانه ترین کلام از دهان Q7

Q7 Q7 Q7

Q7

دخترک شانزده ساله بود که برای اولین بار عاشق پسر شد.. پسر قدبلند بود، صدای بمی داشت و همیشه شاگرد اول کلاس بود. دختر خجالتی نبود اما نمی خواست احساسات خود را به پسر ابراز کند، از اینکه راز این عشق را در قلبش نگه می داشت و دورادور او را می دید احساس خوشبختی می کرد.
 در آن روزها، حتی یک سلام به یکدیگر، دل دختر را گرم می کرد. او که ساختن ستاره های کاغذی را یاد گرفته بود هر روز روی کاغذ کوچکی یک جمله برای پسر می نوشت و کاغذ را به شکل ستاره ای زیبا تا می کرد و داخل یک بطری بزرگ می انداخت. دختر با دیدن پیکر برازنده پسر با خود می گفت پسری مثل او دختری با موهای بلند و چشمان درشت را دوست خواهد داشت.
دختر موهایی بسیار سیاه ولی کوتاه داشت و وقتی لبخند می زد، چشمانش به باریکی یک خط می شد.
 در 19 سالگی دختر وارد یک دانشگاه متوسط شد و پسر با نمره ممتاز به دانشگاهی بزرگ در پایتخت راه یافت. یک شب، هنگامی که همه دختران خوابگاه برای دوست پسرهای خود نامه می نوشتند یا تلفنی با آنها حرف می زدند، دختر در سکوت به شماره ای که از مدت ها پیش حفظ کرده بود نگاه می کرد. آن شب برای نخستین بار دلتنگی را به معنای واقعی حس کرد.
روزها می گذشت و او زندگی رنگارنگ دانشگاهی را بدون توجه پشت سر می گذاشت. به یاد نداشت چند بار دست های دوستی را که به سویش دراز می شد، رد کرده بود. در این چهار سال تنها در پی آن بود که برای فوق لیسانس در دانشگاهی که پسر درس می خواند، پذیرفته شود. در تمام این مدت دختر یک بار هم موهایش را کوتاه نکرد.
 دختر بیست و دو ساله بود که به عنوان شاگرد اول وارد دانشگاه پسر شد. اما پسر در همان سال فارغ التحصیل شد و کاری در مدرسه دولتی پیدا کرد. زندگی دختر مثل گذشته ادامه داشت و بطری های روی قفسه اش به شش تا رسیده بود.
 دختر در بیست و پنج سالگی از دانشگاه فارغ التحصیل شد و در شهر پسر کاری پیدا کرد. در تماس با دوستان دیگرش شنید که پسر شرکتی باز کرده و تجارت موفقی را آغاز کرده است. چند ماه بعد، دختر کارت دعوت مراسم ازدواج پسر را دریافت کرد. در مراسم عروسی، دختر به چهره شاد و خوشبخت عروس و داماد چشم دوخته بود و بدون آنکه شرابی بنوشد، مست شد.
 زندگی ادامه داشت. دختر دیگر جوان نبود، در بیست و هفت سالگی با یکی از همکارانش ازدواج کرد. شب قبل از مراسم ازدواجش، مثل گذشته روی یک کاغذ کوچک نوشت: فردا ازدواج می کنم اما قلبم از آن توست... و کاغذ را به شکل ستاره ای زیبا تا کرد.... ادامه در قسمت بعد!!!
Q7Q7Q7Q7Q7Q7Q7Q7Q7Q7Q7Q7Q7Q7Q7Q7Q7Q7Q7Q7Q7Q7
 



برچسب‌ها: Q7
+ نوشته شده در  یادداشت ثابت - یکشنبه 96/9/13ساعت  1:16 عصر  توسط بیتا خدادادی  نظر

کدام مدل دوربین مداربسته برای خرید بهتر است؟

کدام مدل دوربین مداربسته برای خرید بهتر است؟ به زودی منتشر خواهد شد


+ نوشته شده در  یکشنبه 96/11/29ساعت  12:26 عصر  توسط بیتا خدادادی  نظر

OH!!!MY Q7

Q7 Q7 Q7 Q7

Q7

Q7 Q7 Q7 Q7 Q7

 



برچسب‌ها: Q7
+ نوشته شده در  سه شنبه 96/9/14ساعت  12:0 عصر  توسط بیتا خدادادی  نظر

هندوستان....Q7

Q7 Q7 Q7 Q7

Q7

Q7 Q7 Q7 Q7



برچسب‌ها: Q7
+ نوشته شده در  سه شنبه 96/9/14ساعت  11:0 صبح  توسط بیتا خدادادی  نظر

OHHH!!! MY GOD///Q7///

Q7 Q7 Q7 Q7

Q7

Q7 Q7 Q7 Q7



برچسب‌ها: Q7
+ نوشته شده در  سه شنبه 96/9/14ساعت  10:0 صبح  توسط بیتا خدادادی  نظر

Q7 دوستانه!!

Q7 Q7 Q7 Q7

Q7

Q7 Q7 Q7 Q7



برچسب‌ها: Q7
+ نوشته شده در  سه شنبه 96/9/14ساعت  9:0 صبح  توسط بیتا خدادادی  نظر

عجیب Q7

Q7 Q7 Q7 Q7

Q7

Q7 Q7 Q7 Q7



برچسب‌ها: Q7
+ نوشته شده در  سه شنبه 96/9/14ساعت  8:0 صبح  توسط بیتا خدادادی  نظر

لبخند Q7

Q7 Q7 Q7 Q7

Q7

Q7 Q7 Q7 Q7



برچسب‌ها: Q7
+ نوشته شده در  سه شنبه 96/9/14ساعت  7:0 صبح  توسط بیتا خدادادی  نظر

آدامس Q7

Q7 Q7 Q7 Q7 Q7

Q7

Q7Q7Q7Q7Q7



برچسب‌ها: Q7
+ نوشته شده در  سه شنبه 96/9/14ساعت  6:0 صبح  توسط بیتا خدادادی  نظر

Q7 FOR MY LOVE!!!!

Q7Q7Q7Q7Q7

Q7

Q7Q7Q7Q7Q7



برچسب‌ها: Q7
+ نوشته شده در  سه شنبه 96/9/14ساعت  5:0 صبح  توسط بیتا خدادادی  نظر

محصولات فروش ویژه
 
دوربین رمخور : دوربین رم خور | Weblog Themes By : دوربین رمخور


  • paper | دوربین q7 | دوربین q7
  • دوربین qq5 | دوربین QQ5